Caramel

از این فیلم ها که تا عمیق و احساساتی و غمناک می شن، آدمو می خندونن خوشم میاد. اصلا این فلسفه زندگی منه. به خاطر همین وقتی مثل آدمکای سرندی پیتی گریه می کنم هی بهش می می گم بخندون منو. یه چیزی بگو بخندم. خندیدن را دوست دارم. برای غصه خوردن سوژه به حد کافی پیدا می شه، مهم اینه که بتونی یه چیز خنده دار پیدا کنی و فاز را عوض کنی.

فیلم کارامل از این دسته فیلم ها بود. وقتی فیلم را نگاه می کردم مطمئن بودم که کارگردان زن است. بعد که چک کردم دیدم درست است. در واقع کارگردان تو فیلم هم تقریبا نقش اصلی را دارد. بعد در بیروت فیلم برداری شده و آخر سر فیلم را به بیروت تقدیم می کند. فقط برین تو بحر این موضوع که چقدر فرهنگ هامون نزدیکه.

نتیجه اخلاقی: زیاد سخت نگیرید .نیابد صبر کرد تا زندگی بهتر شه و بعد شاد شد. زندگی کلا همین چیزی (گهی؟) است که هست و هیج وقت آسونتر و بهتر از اینی که هست نمی شه. هر چی جلوتر میری پیچیده تر و سخت تر می شه. حالا دست خودمون است. می تونیم همش رو ناکامی ها و خورجین غصه ها فوکوس کنیم یا اینکه تو هر مرجله یه دلخوشی (هر چقدر هم کوچک) که مقطعی شادمون می کنه پیدا کنیم و زمان را بگذرونیم. البته بدیهی است که مخاطب بیشتر خودمم تا شماها. :)
فیلم خوبی بود. چسبید.

[Sunday, May 15, 2011]   [Link]   [ ]

CopyRight © 2006 Takineh.blogspot





[powered by blogger]