مدتی می شه که قابلیت دلداری دادن به اطرافیان ام رو از دست دادم. امروز دوستم دارد گریه می کند و از مشکلاتش می گه منم عین گاو نگاش می کنم. بعد تازه خنده های بی موقع یا حرف های بی ربط هم می زنم. نه که بی عار باشم، عین خیالم نباشه و یا درکش نکنم. نه! فقط نمی دونم چی باید بگم و چجوری می تونم آرومش کنم. شاید احساس می کنم هر حرف امیدوار کننده ای بخوام بگم خیلی مصنوعی بنظر میاد و کلا بی خیال می شم.

[Wednesday, September 15, 2010]   [Link]   [ ]

CopyRight © 2006 Takineh.blogspot





[powered by blogger]